کاش اینجوری نمیشد
کاش الان میتونستم باهات حرف بزنم، مثه قبل
کاش میشد باهات درد و دل کنم، غرغر کنم، گریه کنم
و تو گوش کنی و آرومم کنی
و تو منو بخندونی و بگی 1 برای خنده ت 1 1 بود
من الان به حضورت و وجودت بیشتر از همیشه نیاز دارم
ولی نمی تونم به زور اینو ازت بخوام
بغض چند روزه من ترکیده و من نمی تونم جلوشو بگیرم
تنها کسی که همیشه و همه جا حمایتم کرد تو بودی
تو بودی که بی هیچ منتی کنارم بودی
تو بودی که هیچ وقت ازم عصبانی نشدی و با صبر و آرامش "تحملم" کردی
تو بودی که نمی ذاشتی ناراحت بخوابم
تو بودی که هرکاری خواستم بکنم بهم امیدواری دادی و حمایتم کردی
تو بودی که پای تلفن صدای گریه من و شنیدی و با اینکه ازم دور بودی بازم تونستی آرومم کنی
حالا من حتی از راه دور هم تورو ندارم
من خیلی خوش شانس بودم که تونستم تمام این حس های قشنگ رو با تو تجربه کنم
خیلی خوشبخت بودم که تورو داشتم، اینو با افتخار میگم
ولی دیگه تموم شد
کاش میشد برگردی، کاش میشد بمونی
کاش می تونستم همه اینا رو برای خودت بنویسم
ولی فکر نمی کنم بخوای بدونی چی می گذره و چی می کشم
من دلم 1 خیلی تنگ شده، خیلی زیاد
برچسب:
نویسنده: سپیده حبیبی