همه چیز مثه یه خواب بود.
هنوز باورم نمیشه اینکارو کردم.
خواننده مورد علاقه م رو بعد از ۹ سال فقط گوش کردن به آهنگاش، از فاصله کمتر از نیم متر دیدم.
تمام آهنگای مورد علاقه م رو لایو خوند و من باهاش خوندم و اشک ریختم و رقصیدم.
یه دستبند بهش دادم و اون جلوی چشمام دستش کرد!
دوستای صمیمی آنلاینم رو بعد از ۱۰ سال دوستی دیدمشون و باهاشون وقت گذروندم.
نمیدونم صرفا چون فقط موقتی بود انقدر حالم رو خوب کرد، یا اون جا و مکان و زمان مخصوص من بود.
چون واقعا آدم خوشحال تری بودم و این توی عکسام هم مشخصه.
تا حدی که دوستام برام کامنت میذارن "چقدر خوشگل تر و خوشحال تری"
هنوز نمی دونم رفتن بهتره یا موندن ولی می دونم که اینجا خیلی حالم رو بد میکنه.
کاش می تونستم تو خونه خودم اون آدم شاد و قشنگ باشم.
برچسب:
نویسنده: سپیده حبیبی